هر پیوندی به تنهایی هدف نیست . عشق هدف غایی است . اگر پیوند به عشق می انجامد ، زیباست و نیکو.اگر ویرانگر عشق است از این پیوند چه حاصل . عشق قائم بر دو عامل است : باید ریشه و آزادی داشته باشد.بایدهنراعتمادکردنراآموخته باشد. بر علیه کسی بودن ، به معنای پیوند داشتن نیز هست . وقتی بسیار دشمنی می ورزی ، بسیار و بسیار در پیوندی . ماهیت پیوند چنین است ، تو با دشمن خود نیز در پیوندی ، گاه بیش از آن که با دوست . آنکو که اعتماد می کند .... مهم نیست که به چه چیزی اعتماد می کند ، همین اعتماد حاکی از معصومیت اوست . حتی اگر بدلیل اعتماد ، فریب بخورد ، مهم نیست . چون ارزش اعتماد بسیار فراتر از چنین فریبی است . می توانی همه چیز را از او بگیری ، ولی اعتماد او را هرگز . ار در شور بختی دیگری را جستجو کنی ، پیوند نادرست است . و اگر در خوشبختی دیگری را بجویی پیوند حاصل هرگز نادرست نخواهدبود . آری در خوشبختی دیگری را بجوی . ت
عشق با درد همراه است . چون رشد را موجب می شود . عشق با درد همراه است چون عشق چنین می طلبد . عشق با درد همراه است . چون عشق دگرگون می کند . عشق با درد همراه است چون در عشق نو زاده می شوی . هستند کسانی که با احساسات خود کنار می آیند و هستند کسانی که با همین احساسات می جنگند ، ولی هر دو این احساسات خواهند ماند . باید از دایره ی این پیوند رها گردی . باید تماشاگر باشی ، یک ناظر . شهامت به معنای زندگی در پیوند با دیگران و در عین حال مستقل باقی ماندن است . انسان نوین ، انسان با شهامت خواهد بود . در گذشته تنها دو نوع ابله در جهان زندگی می کرده اند ، گونه ای این دنیایی و گونه ی آن دنیایی . ولی هر دو ابله بودند . انسان بی باک کسی است که در این جهان زندگی می کند ولی به این دنیا تعلق ندارد. عاشقی خلاقانه ، ایده ایست بسیار عظیم . عشق بورز نه به خاطر ایجاد پیوند بین دو شخص ایستا ، عشق بورز همچون گردابی زاینده ، عشق بورز همچون رقصی چنان پر تب و تاب ، با حرکاتی چنان سریع که نتوان دریافت که کدام عاشق و کدام معشوق است . و رقص ادامه می یابد ژرفتر و ژرفتر ، رقصنده ها محو می گردند و تنها رقص باقی می ماند . آنانکه از پیوند می گریزند ، از خود هراسانند ، چون در پیوند است که آشکار می شوند ، در پیوند است که بازتاب می یابند . عشق به مثابه یک پیوند رخ می نماید اما در خلوت پرف آغاز می گردد ، هنگامی که به تمامی در تنهایی خود خرسندی ، هنگامی که مطلقاً به دیگری نیازمند نیستی ، وقتی حضور دیگری یک احتیاج نمی نماید ، آنگاه است که توانایی دریافت عشق را خواهی داشت . اگر وجود دیگری نیاز تو باشد ، تنها می توانی بهره کشی کنی . تزویر کنی ، مسلط شوی ، اما عشق نمی توانی بورزی . اگر ایجاد پیوند آزاد باشد ، با آزادی همراه است (باشد) ، شادی از راه خواهد رسید ، چون آزادی ارزش غایی است ، چیزی از آن بالاتر نیست .اگر عشق تو سوی آزادی رهنمونت کند ، عشق تو عین برکت است ، و اگر سوی بردگی براندت نه برکت بلکه ذلت است .
"پیوند عشق (اوشو)"
|