X
تبلیغات
رایتل
سنگفرش
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1383
سیطره کمیت



اندیشه های نو که معتقد به اصالت عقل اند، دید گاههای  پدید آورندگان علوم ریاضی  مانند فیثاغورسیان وفلسفه عرفانی آنان در مورد اعداد و هندسه را به عنوان خراف پرستی تلقی می کنند.اما نکته غیر قابل انکار این است که علوم جدید ، که دنیای فعلی تا این پایه به آنها می بالد ، در واقع چیزی جز " بقایای " علوم سنتی قدیم نیستند.

علم اعداد و هندسه در دوران قدیم ، یعنی همان موقع که این علوم برای بار اول ، تبیین و بسط داده شده اند ، در واقع ابزاری  بوده اند برای نمایش واقعیات عالیه و دست کم تا جایی که این واقعیات به صورتی محسوس ،قابل نمایش باشند .در واقع  مثلا"صور هندسی، پایهء معنی رمزی  اشکال یا نمودارها یی بوده اند که اصول اساسی فلسفه ای را که به آن اعتقاد داشته اند ، به صورتی محسوس ، در قالب سمبلیسم و راز ، قابل نمایش می کرده است.

بر عکس هندسه ای که همینک تدریس و شناخته میشود و تنها به کمیت محض بر می گردد ، اساس هندسه قدیم ، کاملا" جنبه" کیفی" داشته است.همین قضیه ، در مورد علم اعداد نیز صادق است.

هر چند هندسه امروزی با آنچه که ابتدا بنا نهاده شده است ، دارای همانندیهای ظاهری است ، اما حقیقت این است که همانندیهای مذکور اغلب اوقات از" تناظرهای معکوس" ناشی میشود. در واقع در دیدگاه قدیمی هندسه ، در تناظر ها و مقایسه ها ، جزء عالیتر ، به عنوان اصل ، در نظر گرفته میشود و برای جزء پایین تر ، تنها به دلیل متناظر بودن با این جزء عالیتر ارزش نسبی در نظر گرفته میشود، اما بر عکس، علوم جدید  فقط جزء پایین تر  را در نظر میگیرند و چون قادر به بالا تر رفتن از قلمرو خویش نیستند ، مدعی تاویل واقعیتها به همین قلمرو مادی هستند.

 

به نظر من خصیصه مذکور علوم جدید ، خصیصه ای واقعا" اساسی است و اساسی بودن آن معلول نسبت دادن علت  همه امور به کمیت و ماده است که بشریت در اعصار جدید به آن رسیده است. گرایش مزبور ، دست آخر ، همان گرایشی است که از لحاظ منطقی ما را به پایان هبوط سوق میدهد.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 116896


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها